الملا فتح الله الكاشاني
223
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
جنس است مضاف بضمير و احتمال دارد كه مراد اين باشد كه آن كسى كه معروفست و متميز از غير مسمى به اين سه اسم است چه آن علامت مسمى است و مميز آن و ممكن است كه عيسى خبر مبتداى محذوف باشد و ابن مريم صفت آن و ذكر ابن مريم بصيغهء غيب است و حال اينكه خطاب با مريمست و و مقتضى ابنك است به جهت تنبيه است بر اينكه عيسى متولد شده از غير آن زيرا كه اولاد منسوب بآبائند نه امهات مگر گاهى كه آب مفقود باشد و قوله * ( وَجِيهاً ) * حال مقدره است از كلمة و اگر چه كلمة نكره است ليكن موصوفه است و تذكير ضمير در * ( وَجِيهاً ) * باعتبار معنى است چنانچه گذشت يعنى در حالتى كه آن كلمه كه عيسى است روشناس و تمام قدر باشد و با جاه و شرف * ( فِي الدُّنْيا ) * در دنيا بطاعت و نبوت يا بمخلوق شدن بى پدر يا برفع او بر آسمان يا بنصرة دين محمدى ( ص ) در آخر الزمان يا بقتل دجال كما قيل ( ان - المسيح يقتل المسيحا بكسر الميم و تشديد السين ) و آن دجال است كه ممسوح العين است چه يك چشم بيش ندارد * ( وَالآخِرَةِ ) * و در آخرت بشفاعت يا علو درجه * ( وَمِنَ الْمُقَرَّبِينَ ) * و از نزديك گردانيده شدگانست بكرامت خدا و مزيد قرب او بدرگاه إله و گويند اين اشاره است بعلو درجه او در جنات العلى يا رفع او بسما و صحبت ملائكه كه خاصان بارگاه كبريااند و در اخبار اهل البيت ( ع ) به صحت پيوسته كه قاتل دجال مهدى آل محمد ( ص ) باشد و عيسى ( ع ) در نماز اقتدا به او كند به جهت نسخ شريعت او و عدم علم او بشريعت ما و چون او بى پدر بود از اين جهت حقتعالى او را نسبت بمادر داد در كتاب كريم خود و او را از فرزندان ابراهيم خوانده حيث قال وَمِنْ ذُرِّيَّتِه داوُدَ وَسُلَيْمانَ الى قوله يَحْيى وَعِيسى چه او از طرف مادر بابراهيم ميرسد و از اعجب عجايبست كه عيسى را با وجود بعد نسب او را بابراهيم نسبت توان داد و امام حسن و امام حسين ( ع ) را با قرب نسب به پيغمبر ( ص ) نسبت نتوان داد و شبههء نيست كه اين عين عناد و عداوت و محض بغض و ناصبيت است و نيز در صفت عيسى ميفرمايد كه * ( وَيُكَلِّمُ النَّاسَ ) * و سخن گويد اين فرزند تو اى مريم با مردمان * ( فِي الْمَهْدِ ) * در حالتى كه در كنار تو بود كه بجاى مهد باشد او را يا در زمان صغر بوقتى كه شايسته گهواره بود * ( وَكَهْلًا ) * و در حالتى كه كهل باشد يعنى دو موى مراد آنست كه تكلم او در حين طفوليت و كهولت مساوى باشد بدون تفاوت بينهما مهد مصدر است و تسميهء گهواره به آن جهت آنست كه ممهود به است به جهت اضطجاع طفل و گويند عيسى ( ع ) را در وقت شباب كه آن سى و سه سالگى او بود به آسمان بردند و مراد بكهل بعد از نزول او خواهد بود قوله * ( وَمِنَ الصَّالِحِينَ ) * حال ثالثه است از كلمة يا از ضمير يكلم كه راجع است به كلمه يعنى در حالتى كه او از